محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
64
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
در مقابل چشم ابراهيم اعضاء متلاشى شده متفرق گشت و آنگاه كه ابراهيم پرندگان را فراخواند به سوى وى شتافتند و نزد او آمدند و اجزايشان يكديگر را يافتند و اجزاء متفرق ، به يكديگر متصل شدند و روح به آنها بازگشت كرد . بعيد است كسى اين وضع را ببيند و در قدرت خدا در برانگيختن مردگان از قبرهايشان و حقيقت رستاخيز ترديد كند . خدا منزه است و هرگاه در انجام كارى اراده كند مانع و مزاحمى در كارش نيست ، زيرا كه او گرانمايه و حكيم است . ابراهيم عليه السّلام و آزر بتتراش « * » آزر ، جد مادرى ابراهيم از جمله بتپرستان و كسانى بود كه بت مىتراشيد و آنها را مىفروخت . آزر بعد از وفات پدر نزديكترين مردم به ابراهيم بود و براى هدايت شايستهتر و براى پند و اندرز سزاوارترين آنها بود و جا داشت كه ابراهيم در هدايت وى سعى بيشترى معمول دارد . با توجه به اينكه آزر از صورتگران و تراشندگان بت و از مبلغين و مروجين پرستش آنها بود و مردم را به سوى شرك و كفر دعوت مىكرد ، مىتوانست سد راه ابراهيم باشد . لذا راهنمايى آزر به سوى خدا اولين قدم در راه ترويج يكتاپرستى است و با ارشاد وى مىتوان درخت شر و فساد را از جا كنده و ريشههاى گمراهى را نابود كرد . ابراهيم عليه السّلام براى شروع دعوت خود به بدگويى و تحقير بتها اقدام نكرد كه آزر از وى نفرت پيدا كند و به تصفيه كيش بتپرستى نپرداخت تا آزر او را از خود براند و منكر او گردد و او را متهم به نافرمانى نمايد ، بلكه او بسيار آرام و با زبانى شيرين و لحنى ملايم و مؤدبانه با آزر وارد صحبت شد .
--> ( * ) . اين داستان از آيات زير اقتباس شده است : سوره زخرف ، آيات : 26 تا 28 ؛ سوره انعام ، آيه : 74 ؛ سوره توبه ، آيه : 114 ؛ سوره مريم ، آيات : 41 تا 48 ؛ سوره انبياء ، آيه : 25 . جاى ترديد نيست كه آزر جد مادرى و يا عموى ابراهيم بوده است ، ولى برخى نويسندگان آزر را پدر ابراهيم معرفى كردهاند و بعضى معتقدند ابراهيم براى جلب عواطف آزر ، او را پدر ناميد .